المحقق السبزواري

826

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

به‌جا آوردن ، و مباش بر ايشان جانور درندهء صيدگيرنده كه غنيمت شمرى خوردن ايشان را چون شيران درنده . پس ، به درستى كه ايشان دو صنفند : يا برادر تواند در دين و ملّت و با تو در مذهب شريكند ، يا شبيه و نظير تواند در خلقت و آفرينش - يعنى ، از گوشت و پوست و رگ و استخوان و جوهر طينت و سرشت تواند - سبقت و مبادرت مىكند از ايشان لغزشها - يعنى ، غرض آنكه از ايشان بديها و ناخوشيها به ظهور مىرسد ، چه آدمى از بدى دور نيست - و عارض مىشود ايشان را علّتها كه منشأ تقصير و تفريط ايشان مىگردد و در اطاعت حكّام خود تقصير مىكنند همچنانكه تو در خود مىبالى . و داده مىشود بر دستهاى ايشان علّتها و زلّتها گاهى به عمد و گاهى به خطا . مقصد « 1 » آن است كه همه آدمىاند از جوهر ذات تو ؛ همچنانكه در خود مىيابى كه از گناه و تقصير و لغزش معصوم نيستى ، و عوارض و علل مختلفه به واسطهء اختلاف هوىها و داعيه‌هاى مختلفه كه در نفوس انسانى هست تو را مىباشد و از تو به عمد يا به سهو فتور و قصور سر مىزند ، و راضى به مؤاخذه بر آن نيستى ، ايشان را نيز چنان مىباشد . پس ، بده به ايشان از عفو خود و صفح خود - يعنى ، اعراض نمودن از جرم ايشان - مثل آنچه مىخواهى كه خداى عز و جلّ به تو دهد از عفو و صفح خود . يعنى ، مىخواهى كه خداى عز و جلّ تقصير تو را عفو كند ، تو نيز تقصير ايشان را عفو كن . پس ، به درستى كه تو بر بالاى ايشانى - يعنى ، بر ايشان ترفّع و تفوّق دارى - و والى امر بر تو كه امام و پادشاه باشد بالاى تو است و خداى عز و جلّ فوق آن‌كس است كه تو را والى ساخته ، و از تو طلب كفايت امر ايشان نموده ، و تو را به سلوك با ايشان آزمايش نموده . غرض آن است كه به هر نحو كه تو با فروتر از خود سلوك خواهى كرد ، جزاى عمل تو آن است كه سلوك برتر از تو با تو چنان باشد . پس ، غافل مشو و با زيردستان رحم و عفو و صفح به‌جا آر . » « و لا تنصبنّ [ 206 ب ] نفسك لحرب اللّه فإنّه لا يدى « 2 » لك بنقمته ، و لا غنى بك عن عفوه و رحمته . و لا تندمنّ على عفو ، و لا تبجحنّ بعقوبة ، و لا تسرعنّ إلى بادرة وجدت منها مندوحة ،

--> ( 1 ) . مقصد به معنى جايى است كه آهنگ آن كرده‌اند ، بنابراين « مقصود » صحيح است . ( 2 ) . چاپ صبحى صالح ، ص 428 : « يد » .